JoopeA Logo

مردها در زمستان سکس بیشتری می‌خواهند
2014-01-28

اگر زندگی عشقی شما هم‌زمان با پایین آمدن درجه‌ی حرارت هوا، گرم‌تر می‌شود، بدانید که در این موضوع، تنها نیستید.

یک تحقیق تازه که بر روی وبلاگ پرطرفدار “روان‌شناسی تمایلات جنسی انسان” منتشر شده، مردها در فصل زمستان، سکس بیشتری را طلب می‌کنند.  این مطالعه‌ی تازه، از ۱۱۴ مرد خواسته شده تا در یک دوره‌ی یک ساله، چندین زن را بر اساس جذابیت رتبه‌بندی کنند. دانشمندان دریافتند که مردان مورد مطالعه، با دیدن عکس زنان در ماه‌های سردتر زودتر تحریک می‌شوند تا زمانی که در تابستان همان عکس‌ها را می‌دیدند.

سکس در زمستان

هر سه ماه یک بار، از این مردها خواسته شد تا به دو مجموعه از عکس‌ها امتیاز بدهند. در مجموعه‌ی اول، فقط صورت زنان پیدا بود. درحالی‌که در مجموعه‌ی دوم، اندام‌شان نیز در لباس‌های باز به نمایش درآمده بود. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که جذابیت صورت زنان برای مردها، در طول سال تغییری نمی‌کند اما جذابیت‌ اندام‌شان تغییر می‌یابد. آن‌ها افزایش سطح تحریک قابل توجهی را در فاصله‌ی ماه‌های دسامبر تا فبریه گزارش کرده‌اند. مردانی هم که در رابطه‌ای قرار داشتند، فصل زمستان، جاذبه‌ی بیشتری را نسبت به شریک جنسی‌شان ابراز کرده‌اند.

دکتر لهمیر، روان‌شناس در دانشگاه هاروارد می‌گوید که این تحقیق این گمانه را تقویت کرده که با تغییر فصل‌ها، تنها این هوا نیست که تغییر می‌کند.

هوای بیرون وحشتناک سرد است و از آن‌جا که کار زیادی نمی‌توان انجام داد، خیلی از زوج‌ها در خانه می‌مانند و به سکس مشغول می‌شوند. آدم‌ها، هم‌چنین تمایل به داشتن چیزی دارند که به راحتی در دسترس نیست. در زمستان، بیشتر پوست بدن، زیر لباس مخفی است و همین امر، آن را خواستنی‌تر می‌کند.

نیل اسلیت‌فرد، یکی از بنیان‌گذاران یک فروشگاه آنلاین وسایل سکسی به نام “لاوهانی” (Lovehoney) می‌گوید که زمستان، شلوغ‌ترین زمان سال برای آن‌ها است: «زوج‌ها آشکارا ترجیح می‌دهند در خانه بمانند و بیشتر با هم خوش بگذرانند.»

اما سوالی که این تحقیق به آن پاسخ نداده این است که آیا زنان هم در فصل سرما به دنبال سکس بیشتری هستند؟

نویسنده‌ی “تورونتو سان” که خود یک زن است به این سوال این‌گونه پاسخ می‌دهد: «هرچند که من هیچ داده‌ای که ادعایم را تایید کند پیدا نکردم اما فکر می‌کنم زن‌ها هم به اندازه‌ی مردها در زمستان سکس می‌خواهند. بیرون سرد است و آن چیزی که خیلی از ماها می‌خواهیم کمی تماس بدنی با یک انسان دیگر است.»

منبع: تقاطع

رابطه جنسی و انتقال بیماری‌ها
2014-01-28

صحبت از رابطه جنسی و بیماری‌های مرتبط با آن در ایران بسیار دشوار است و تا حد زیادی به صورت یک تابو در آمده است. این مشکل تا حدی بغرنج است که بسیاری از افراد در صورت ابتلا به بیماری‌های مقاربتی به پزشک مراجعه نمی‌کنند و یا حتی در صورت مراجعه، برقراری رابطه جنسی، به خصوص از نوع مشکوک یا پرخطر را انکار می‌کنند. در عین حال، در زمینه انواع بیماری‌هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می‌شوند و خطرات آن‌ها نیز گاهی بیش از اندازه مبالغه می‌شود. این خود می‌تواند به علت عدم اطلاع‌رسانی صحیح از طریق منابع صاحب صلاحیت و دانش لازم باشد.

شاید یکی از باورهای “عمومی” در زمینه بیماری‌های مقاربتی این است که شخص مبتلا قطعاً به علت برقراری رابطه جنسی با شریک یا شرکای جنسی متفاوت و متعدد دچار بیماری شده است. اگرچه چنین وضعیتی ممکن است احتمال انتقال بیماری را افزایش دهد، اما ابتلا به یک بیماری مقاربتی لزوماً به معنای برقراری رابطه جنسی “مشکوک” و “متعدد” نیست. به عنوان یک قانون کلی باید بدانید اگر حتی تنها یک بار رابطه جنسی و سکس را تجربه کرده‌اید ممکن است دچار یکی از انواع بیماری‌های مقاربتی شده باشید.

سکس

بیماری‌های مقاربتی یا STD، به بیماری‌های عفونی گفته می‌شود که از طریق برقراری تماس جنسی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شوند. میکروارگانیسم‌های متنوعی امکان منتقل شدن از این طریق را دارا هستند. اما انواع باکتریایی مثل کلامیدیا، سیفلیس، گونوره (سوزاک) و انواع ویروسی آن مثل وارت‌ها یا زگیل‌های تناسلی و هرپس در صدر این عوامل قرار دارند که به چند نمونه شایع آن‌ها می‌پردازیم.

عفونت کلامیدیا

می‌توان گفت این عفونت شایع‌ترین بیماری منتقل شونده از طریق رابطه جنسی در سرتاسر دنیا است. کلامیدیا می‌تواند هر دو جنس زن و مرد را گرفتار کرده و منجر به آسیب‌های غیر قابل برگشت به سیستم تناسلی، به خصوص در خانم‌ها شود. برقراری رابطه جنسی با فرد مبتلا از هر کدام از روش‌های دهانی، مقعدی یا واژینال منجر به انتقال باکتری می‌شود. ضمن اینکه یک بار ابتلا و سپس درمان، شخص را نسبت به این میکروب مقاوم نمی‌کند و امکان ابتلای مجدد، همیشه وجود خواهد داشت.

از عفونت کلامیدیا به این دلیل که در بسیاری از موارد بدون علامت است، به عنوان “عفونت خاموش” نام برده می‌شود. به علت بدون علامت بودن بیماری، به خصوص در خانم‌ها، در بسیاری موارد، افراد تحت درمان قرار نمی‌گیرند و این موضوع در درازمدت می‌تواند منجر به آسیب به بخش‌های مختلف دستگاه تناسلی و وقوع بیماری‌های شدید از جمله بیماری التهابی لگن شود. با توجه به اینکه درمان عفونت کلامیدیا بسیار ساده و از طریق مصرف آنتی‌بیوتیک انجام می‌گیرد توصیه می‌شود همگی خانم‌ها حتی در صورت نداشتن علامت‌هایی مثل ترشح واژینال و سوزش ادراری، تست آزمایشگاهی تشخیص این باکتری را در آزمایش‌های دوره‌ای خود بگنجانند.

توجه داشته باشید که در صورت ابتلای هر دو شریک جنسی، درمان حتماً باید در مورد هر دو نفر انجام شود. چون در غیر اینصورت فرد درمان شده مجدداً به عفونت مبتلا خواهد شد. فردی که به عفونت کلامیدیا دچار شده باشد باید این موضوع را به تمامی افرادی که طی دو ماه گذشته با آن‌ها رابطه جنسی دهانی، مقعدی یا واژینال داشته اطلاع دهد تا آن‌ها در جریان احتمال ابتلای خود قرار گرفته و اقدامات پزشکی لازم را انجام دهند (این مسأله در مورد روابط همجنس با همجنس نیز صدق می‌کند).

سوزاک یا گونوره

بیماری سوزاک یا گونوره، عفونت شایع دیگری است که توسط باکتری ایجاد می‌شود. ابتلا به این بیماری نیز درست مثل کلامیدیا، با برقراری هر گونه ارتباط جنسی دهانی، مقعدی یا واژینال با شریک جنسی مبتلا صورت می‌گیرد. علامت‌های شایع عفونت در مردان سوزش ادراری و وجود ترشحات سفید، زرد یا سبز در ناحیه آلت تناسلی مردانه است که معمولاً یک تا چهارده روز پس از مبتلا شدن رخ می‌دهد. اما برعکس مردان، زنان مبتلا معمولاً نشانه خاصی از بیماری بروز نمی‌دهند و در صورت داشتن علامت نیز، این نشانه‌ها خفیف خواهند بود. در صورت عدم درمان، پیشرفت بیماری ممکن است به صدمات شدید منجر شود. در صورت ابتلای مقعدی، نشانه‌ها در مردان و زنان مشابه و به صورت ترشح و خارش مقعد، خونریزی و درد شکمی خواهد بود.

زگیل تناسلی

ژنیتال وارت یا همان زگیل تناسلی که این روزها در ایران نیز بسیار معروف شده و صحبت از اپیدمی آن به میان آمده، توسط ویروسی به نام پاپیلوما ویروس منتقل می‌شود. بروز این بیماری به صورت ایجاد یک یا چندین ضایعه به شکل زگیل در نواحی آلت تناسلی مردانه، واژن و یا مقعد هست. این زگیل‌ها در تمامی جوامع نسبتاً شایع هستند. به عنوان مثال در کشور ایالات متحده به صورت متوسط سالانه ۵٠٠ هزار نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند. این زگیل‌ها همانند سایر بیماری‌های ایجاد شده توسط ویروس‌ها درمان دارویی قطعی ندارند و شخص مبتلا تا پایان عمر به نوعی با آن‌ها درگیر است. اگرچه ممکن است در ابتدا تصور شود مشکل ایجاد شده توسط این بیماری تنها مرتبط با زیبایی است اما اهمیت پزشکی آن از این جهت است که انواع ویژه‌ای از ویروس‌های پاپیلوما، می‌توانند فرد را به بیماری سرطان گردن رحم دچار کنند.

به همین دلیل است که دانشمندان به دنبال تولید واکسنی برای پیشگیری از این بیماری بوده‌اند و در حال حاضر این واکسن در سرتاسر دنیا و از جمله ایران نیز وجود دارد. اما در زمینه استفاده از این واکسن که اتفاقاً بسیار موثر است دو نکته حائز اهمیت است. نکته اول قیمت بسیار زیاد آن در سرتاسر دنیا و از جمله ایران است. تزریق دوره کامل این واکسن برای هر فرد حدود یک میلیون تومان هزینه در بر دارد که با توجه به عدم پوشش توسط بیمه‌ها، نقش آن در جلوگیری عمومی از بیماری در ایران بی‌اثر می‌شود. نکته دوم این است که زمان طلایی برای تزریق این واکسن در سنین نوجوانی و قبل از مواجهه فرد با انواع ویروس‌های پاپیلومای انسانی است. تا جایی که می‌توان گفت در سنین بالای ٣٠ سال، جز در موارد خاص، عملاً این واکسن کاربردی ندارد.

آمار مبتلایان بیماری‌های مقاربتی در ایران

صحبت از آمار مبتلایان به بیماری‌های مقاربتی در ایران بیشتر به شوخی شبیه است. اگرچه آمارهایی توسط بعضی از سازمان‌های دولتی و غیر دولتی و بعضی از پزشکان به صورت جسته و گریخته در این مورد منتشر شده اما به هیچ عنوان نمی‌توان بر این آمار‌ها تکیه کرد. به دلیل تابو بودن نفس رابطه جنسی و حتی سخن گفتن در مورد آن، بسیاری از بیماران تمایلی به مراجعه به پزشک و ارائه شرح حال درست نداشته و یا تمایلی به ثبت آمار مربوط به بیماری خود ندارند. بی‌علامت بودن بسیاری از این عفونت‌ها به خصوص در خانم‌ها نیز مشکل عدم مراجعه به پزشک مگر در مراحل شدید بیماری را به وجود آورده است. اما با توجه به شرایط زمینه‌ساز موجود یعنی پایین بودن سطح آگاهی‌های عمومی جامعه در مورد این بیماری‌ها و روش‌های پیشگیری از بروز آن‌ها و به صورت کلی بهداشت جنسی، می‌توان پیش‌بینی کرد که ایران یکی از کشورهای در خطر و با شیوع بالای بیماری‌های مقاربتی باشد.

در این میان بعضی از مسئولین که متأسفانه گاهی خود نیز متخصص علوم پزشکی هستند، همچون متولیان امور سیاسی و فرهنگی، بروز و شیوع هر مشکلی را به سیاست‌های بیگانگان نسبت داده و ریشه آن را در خارج از کشور جستجو می‌کنند. نمونه‌ای از چنین طرز تفکر، نقل قولی است که چندی پیش از دکتر عبدالرسول اکبریان، استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران و رئیس کنگره بین‌المللی زنان و مامایی ایران در مورد افزایش آمار مبتلایان به بیماری‌های مقاربتی در ایران منشر شد. اکبریان گفته است: «اخیرا به‌دلیل مسافرت به کشورهای مختلف، دختران در سن بلوغ از ١۵ تا ٢۴ سال بیشتر در معرض بیماری‌های مقاربتی قرار می‌گیرند و بیماری‌هایی را با خود می‌آورند و این چیزی است که در طول ٣٠ سال گذشته مشاهده نمی‌کردیم.» این در حالی است که وجود انواع میکروب‌های ایجاد‌کننده بیماری‌های مقاربتی از سالیان بسیار دور و در هر دو جنس مرد و زن در تمامی نقاط دنیا و از جمله ایران به اثبات رسیده است. در نتیجه لزومی به مسافرت خانم‌های جوان به سایر کشور‌ها برای به ارمغان آوردن میکروارگانیسم‌های عامل بروز چنین بیماری‌هایی وجود ندارد و به نظر می‌رسد این گفته‌ها بدون در نظر گرفتن مبانی علم پزشکی و با هدف پاک کردن صورت مساله بیان شده باشند.

پیشگیری

شاید مهمترین ابزار برای پیشگیری از انتقال و شیوع بیماری‌های مقاربتی، آگاهی از چگونگی انتقال عفونت و مسئولیت‌پذیری یکایک افراد باشد. این مسئولیت‌پذیری چه در مورد پیشگیری و چه در مورد درمان صدق می‌کند. استفاده صحیح از کاندوم، زمانی که یک یا هر دو شریک جنسی مرد باشند روشی است که در بسیاری از مکاتب به عنوان روش موثر پیشگیری پیشنهاد می‌شود. اگرچه این روش در همه موارد موثر نیست. به عنوان مثال ممکن است هر دو شریک جنسی زن باشند و یا همانطور که گفتیم بعضی از بیماری‌های مقاربتی از طریق رابطه جنسی دهانی و مقعدی منتقل می‌شوند. بهتر است هر فرد در صورت شک به ابتلا به یکی از انواع بیماری‌های مقاربتی در اولین فرصت به پزشک مراجعه کرده و با تشریح کامل علایم بیماری و شرایط برقراری رابطه جنسی، بیماری را درمان یا کنترل کند. آزمایش‌های روتین دوره‌ای روش دیگری است که به تشخیص زودرس و درمان به موقع بیماری‌های بدون علامت کمک می‌کند. جدا از این، آگاهی شریک یا شرکای جنسی از ابتلای شما به عفونت، می‌تواند به جلوگیری از ابتلای مجدد خودتان به بیماری و همچنین شیوع  آن در جامعه کمک کند.

منبع: رادیو زمانه

خودکشی یک جوان همجنس‌گرا در آذربایجان
2014-01-28

یک جوان ۲۰ ساله همجنسگرا به نام عیسی چاخمارلی که عضو فعال یک گروه از دگرباشان جنسی بود، روز دوم بهمن‌ماه (۲۲ ژانویه) در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، خودکشی کرد.

عیسی چاخمارلیاین جوان با پارچه‌ای به رنگ‌های رنگین‌کمان، نماد همجنسگرایان، خود را به دار آویخت و در یادداشتی که از خود به جای گذاشت نوشت: “در این جهان جای کافی برای رنگ‌های من نیست. بدرود.”

عیسی چاخمارلی در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است: “شما را ترک می‌کنم. این کشور و این جهان جای من نیست.”

وی افزوده است: “اکنون خوشبختم. به مادرم بگویید تو را خیلی دوست دارم. همه شما را مسئول مرگ خود می‌دانم.”

ویدئویی بر روی اینترنت منتشر شده که در آن پزشکان را در حال تلاش برای زنده نگاه داشتن عیسی چاخمارلی نشان می‌دهد. در پسزمینه تصویر دوستان عیسی در حال گریستن‌اند و پارچه پاره شده به رنگ رنگین‌کمان از سقف آویزان است.

در یک فیلم ویدئویی که ظاهرا سال گذشته فیلمبرداری شده، عیسی چاخمارلی می‌گوید فعالان دگرباش آذربایجان در کشوری فعالیت می‌کنند که مسلمان است، به‌شدت با همجنسگرایان مخالفت می‌شود و بسیاری از دگرباشان جنسی نمی‌توانند کار پیدا کنند.

به‌گفته وی ۹۰ درصد دگرباشان جنسی در آذربایجان مجبورند در محیط بسته باقی بمانند.

عیسی چاخمارلی در این فیلم همچنین می‌گوید خانواده وی نیز نتوانسته‌اند جنسیت او را بپذیرند.

وی ادامه می‌دهد: “با این‌که روان‌شناسان موضوع را به خانواده‌ام توضیح داده‌اند اما آن‌ها باز هم معتقدند که من مریض هستم.”

این جوان همجنسگرا در این فیلم بیشترین عامل خودکشی دگرباشان جنسی را خانواده‌های آن‌ها دانسته است.

عیسی چاخمارلی در بخش دیگری از این فیلم  آرزو کرده است که افراد جامعه مغرضانه برخورد نکنند و پیش از ابراز نفرت از همجنسگرایی، در مورد آن بر روی اینترنت بخوانند و یاد بگیرند.

وی گفته است: “من می‌خواهم دگرباشان جنسی شجاع باشند. من جدا از خانواده خود، در خانه خودم زندگی می‌کنم. کار خودم را دارم و همه کارهایم را خود انجام می‌دهم. اگر بخواهید شما نیز می‌توانید به آن دست یابید.”

منبع: رادیو زمانه

از سایر منابع:

Isa Shakhmarli

Isa Shakhmarli

Isa Shakhmarli

Isa Shakhmarli

دیوان عالی هند حکم رسیدگی به تجاوز جنسی گروهی را صادر کرد
2014-01-28

دیوان عالی هند دستور انجام تحقیقات درمورد تجاوز جنسی گروهی به یک زن جوان بیست ساله را صادر کرد. این حمله اوایل این هفته و به دستور شورای روستا صورت گرفته است.

به گزارش مطبوعات هند، این دادگاه که ریاست آن را رئیس قوه قضایی هند برعهده دارد، اعلام کرده است که از این خبر یکه خورده است.

لیس هند مردان تجاوزکار را که با طناب بسته شده اند اسکورت می کند.

به گفته مقام های مسئول ۱۳ نفر و از جمله کدخدای روستا در ارتباط با این واقعه بازداشت شده اند. این مقا م ها می گویند شورای این روستا که در ایالت بنگال غربی قرار دارد ، دستور این تجاوز گروهی را به این دلیل صادر کرد که زن جوان عاشق مردی از قبیله ای دیگر شده بود.

این مقام ها می گویند شورای روستا درآغاز این زن و مرد را هریک به پرداخت ۲۵ هزار روپیه معادل ۴۰۰ دلار محکوم کرد. خانواده مرد این مبلغ را پرداختند اما وقتی خانواده دختر گفتند که از عهده پرداخت این مبلغ برنمی آیند، شورا دستور تجاوز گروهی را صادر کرد.

زن جوان به دلیل شدت جراحت ها اکنون در بیمارستانی محلی بستری ست.

به نوشته روزنامه تایمز هند فریاد های زن جوان در سراسر شب به گوش می رسید اما هیچ کس جرات کمک کردن به او را نداشت.

گزارشگرانی که در آن ناحیه هستند می گویند که زن از یک تبار عشیره ای ست  و مرد مسلمان و اهل روستای مجاور است.

شورایی که این حکم را صادر کرده از شیوخ روستا تشکیل می شود. این شوراها از نظر دولت هند غیرقانونی هستند، اما در میان مردم اعتبار دارند.

در سال گذشته خشونت جنسی علیه زنان  درهند توجه زیادی را به خود جلب کرده است. خبرهای مربوط به تجاوزهای گروهی که در یکی ازآن ها در اواخر سال ۲۰۱۲زن جوانی قربانی شد، عده کثیری را در اعتراض به این اقدام ها به خیابان ها کشانده است. معترضان  خواستار اعمال مجازات های شدید تر و قوانین سختگیرانه تر در این باره هستند.

منبع: صدای آمریکا

نگاهی به تنها مؤسسه مردمی حامی کودکان آزاردیده جنسی در ایران
2014-01-28

به‌گفته روانشناسان، آزار جنسی به کودکان بسیار آسیب می‌زند و این آسیب زندگی آنان را دچار تغییر می‌کند. مؤسسه‌ "پیش‌گیری از آزار جنسی کودکان" تنها بنیاد مردمی در ایران است که فعالیت‌های خود را به این مهم اختصاص داده است.

شهین علیایی‌زند، استاد دانشگاه علامه، دکتر روان‌شناس و بنیان‌گذار مؤسسه "پیش‌گیری از آزار جنسی کودکان"، در گفت‌وگو با دویچه‌وله ضمن اشاره به موانعی که برای تأسیس مؤسسه با آن مواجه بوده، به تاثیرات آزار جنسی بر کودکان می‌پردازد. او می‌گوید: «مسیر زندگی افراد در چارچوب آزار جنسی دچار تغییر می‌شود. بچه‌ها یک‌شبه بزرگ می‌شوند. ما کودکی را از آن‌ها می‌رباییم. کسی که برادر یا پدر فرد است، باید در همین نقش باقی ‌بماند. وگرنه تمام نظام اخلاقی و ارزشی فرو می‌ریزد و روان فرد دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر می‌شود.» او همچنین به انگیزه و هدف فعالیت خود می‌پردازد و معتقد است که تلاش وی برای ایجاد "کپسول روان‌شناختی پیش‌گیری" در زمینه ‌آزار جنسی کودکان، به معنای حمایت از کودکان است.

حمایت از کودکان

دویچه وله: خانم دکتر علیایی‌زند، به طور معمول مؤسسه‌ها یا نهادهای حامی کودکان در انتخاب نام خود که بیان‌گر هویت شغلی ‌آن‌ است، بر "حمایت" تأکید دارند. مؤسسه‌ای که شما آن را بنیان نهادید، "پیش‌گیری از آزار جنسی کودکان" نام گرفته است. چرا بر حمایت تأکید نکردید و پیش‌گیری را به عنوان هویت خود بیان کردید؟

شهین علیایی‌زند: ۱۸ ساله بودم که ایران را به مقصد ایالات متحده آمریکا ترک و تمام مدارک تحصیلی خود را از آن‌جا دریافت کردم. در دانشگاه‌های محل تحصیلم تمام اساتید، چه در کلاس و چه در نشست‌های علمی، بر این باور بودند که اگر ما جنبه‌ی پیش‌گیری را در تمام امور در نظر بگیریم شاید بیش از نود درصد از مسایل را قبل از این‌که به معضلی تبدیل شود، پیش‌گیری کرده و مراقبت لازم را به جا آورده باشیم. با این ایده بود که فکر کردم اگر بهترین کار در بیماری‌های جسمانی تلاش بر این باشد که افراد واکسینه شوند تا اتفاقات خاصی برای آن‌ها رخ ندهد، من هم در این زمینه کاری انجام دهم که تقریبا مثل یک واکسن عمل کند. به ثمر رساندن فرآیندی‌ست که تقریبا مانند یک واکسن عمل کند. بنابراین تمام تلاش و تمرکز من بر این بود که این کپسول روان‌شناختی پیش‌گیری را در این زمینه‌ی خاص در جامعه‌مان به وجود آورم. به نظر من این کار، نهایت حمایت است.

چه شد که شما تمرکز خود را بر مسئله‌ی پیش‌گیری از آزار جنسی کودکان گذاشتید؟

در دوران انترنی با مراجعه‌‌کننده‌ی خانمی مواجه شدم که از سوی پدرش مورد آزار جنسی واقع شده بود. به من گفت که در خانواده‌ای زندگی می‌کند که از چهار فرزند، سه فرزند مورد آزار جنسی قرار گرفته و تنها یک نفر مقابل پدر ایستاده بود. شخصی که توانسته بود خود را از این اتفاق برهاند، توجه‌ام را به خود جلب کرد. مطالعه روی آن فرد برایم خیلی مهم بود. هنوز نمی‌دانستم که آزار جنسی تا چه اندازه در ایران وجود و گسترش دارد.

از جمله‌ کارهایی که پس از بازگشت به ایران انجام دادم این بود که در مجله‌ای برای مردم ایران روان‌شناسی را به زبان ساده می‌نوشتم و همین باعث ‌شد که مردم برای کارهای بالینی به دیدن من بیایند. در این فرآیند متوجه شدم که این موضوع در بسیاری از خانواده‌ها وجود دارد. جمله‌ای دارم که در تمام سخنرانی‌هایم آن را تکرار می‌کنم: «هیچ ‌رویدادی به اندازه‌ی آزار جنسی کودکان، مسیر زندگی آن‌ها را تغییر نمی‌دهد.» من به واقع بر این عقیده‌ام که مسیر زندگی افراد در چهارچوب آزار جنسی دچار تغییر می‌شود. بچه‌ها یک‌شبه بزرگ می‌شوند. ما کودکی را از آن‌ها می‌رباییم و این یک ستم بزرگ است. کسی که برادر یا پدر فرد است، باید در همین نقش باقی‌ بماند. وگرنه تمام نظام اخلاقی و ارزشی فرو می‌ریزد و روان فرد دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر می‌شود.

از تغییر در مسیر زندگی افراد صحبت کردید، این تغییر از چه نظر و به چه شکل اتفاق می‌افتد؟

در دوران کودکی بسیاری از آزارهای جنسی در داخل خانواده و به وسیله نزدیکان روی می‌دهد و این باعث می‌شود که "قبح" همه چیز از آن پس برای کودک آزاردیده فرو ریزد. در این‌جا کودک دیگر بزرگ‌سالان را حامی خود نمی‌بیند و خود را در دنیای پیش‌رو، یکه و تنها و آلت دست بزرگ‌سالان احساس خواهد کرد. علاوه بر این تنهایی و بی‌کسی، تشویش، نگرانی، احساس گناه و افسردگی نیز معمولا از آن پس با او عجین خواهد بود. آزاردیدگی جنسی توسط فردی "غریبه" نیز این پیامدها را دارد اما اندکی خفیف‌تر.

آیا آزار جنسی کودکان سابقه ‌تاریخی دارد؟ مثال آن چیست؟

بله، این اتفاق معطوف به یک سابقه‌ تاریخی ‌است. یونان و رم باستان در این زمینه شهره‌ی آفاق بودند. جوامع سنتی مشرق زمین نیز در این راستا ید طولایی داشته‌اند. به طور دکتر شهین علیایی‌زندمثال در جامعه‌ی سنتی ما، پیش‌تر که رقصیدن دخترها در جمع منع می‌شد، لباس دخترانه را بر تن پسرها می‌کردند و آن‌ها بودند که می‌رقصیدند و بعد از آن معمولا هر اتفاقی برای آن‌ها می‌افتاده است. همین اتفاق امروز در افغانستان در حال رخ دادن است. توجه کنید که گروهی از کودکان داریم به اسم "بچه‌بی‌ریش" که سن کمی دارند، خلخال به پا کرده و به رقصیدن در جامعه‌ای مشغول می‌شوند که رقص در آن برای دختران ممنوع است. بسیاری از افراد قدرت‌مند، چند پسربچه ‌دارند که هم برای آن‌ها می‌رقصند و هم تمایلات جنسی‌شان را برطرف می‌کنند.

گفتید که آسیب آزار جنسی‌ای که کودک از سوی افراد خانواده تجربه می‌کند، شدیدتر از آسیب ناشی از همین اتفاق از سوی یک غریبه است. چه دلیلی باعث این حدت می‌شود؟

هر کودکی از پدرش و بعد برادرش انتظاراتی دارد. به محض آن‌که این خطوط بر هم خورند، این رویداد نابخشودنی خواهد شد. آدم‌های زیادی برای من زاری کردند که «این همه زن، چرا پدرم به من دست زد؟» هرچه آدم‌ها به هم نزدیک‌تر باشند، تبعات روان‌شناختی آزار جنسی شدیدتر است. پسر همسایه را می‌توان بخشید اما بخشیدن پدر خیلی سخت خواهد بود. تبعات این مسئله علاوه بر خشم‌، افسردگی ‌و احساس گناه‌، رابطه‌ی زناشویی آتی این فرد را نیز احتمالا خدشه‌دار خواهد کرد.

مددکاران و روان‌شناسان با توجه به نشانه‌ها و تغییراتی در رفتار کودک پی به آزاردیدگی جنسی او می‌برند. این نشانه‌ها چیست؟

یکی از مهم‌ترین علایمی که بر آن تاکید دارم و باید بسیار جدی گرفته شود، اجتناب کودک از رویارویی با فردی‌ست که تا پیش از این، از او استقبال می‌کرده است. کودکان گوشه‌گیر می‌شوند و اگر این اتفاق ادامه پیدا کند، مسایل جنسی دغدغه ‌شدید کودکان می‌شود. یکی دیگر از تغییرات، افت کارایی کودک در زمینه‌هایی‌ست که پیش از آن مثبت عمل می‌کرده، مانند افت تحصیلی. از طرفی، گاه بچه آن‌قدر تحریک می‌شود که خود را به طور غیرمستقیم در اختیار قرار می‌دهد.

شما تحقیقاتی پیرامون روسپی‌گری داشتید. آیا ارتباطی میان روسپی‌گری و آزار جنسی که در کودکی اتفاق افتاده، وجود دارد؟

زمانی‌که توجه‌ام به مسئله‌ی کودکان جلب شد و فعالیت خود را آغاز کردم، تحقیقی ملی پیرامون روسپی‌گری را نیز شروع کردم. برای چهار سال به بسیاری از شهرهای ایران سفر و با شمار زیادی از زنان روسپی ‌از نزدیک نشست و برخاست داشتم. طی تحقیقاتم متوجه شدم که نزدیک به یک چهارم این خانم‌ها در دوران کودکی در محیط خانواده‌ی خود مورد آزار جنسی اطرافیان خود قرار گرفته بودند. این تحقیق گسترده به من ثابت کرد که هیچ‌چیز مانند آزار جنسی در دوران کودکی، قبح همه‌چیز را از بین نمی‌برد. بر واژه‌ی "قبح" تاکید دارم. پدر یا عمویی که به دختر یا برادرزاده‌ی خود دست می‌زند، قبحی را در محیط خانوادگی باقی نمی‌گذارد. در واقع این موضوع در ذهن یک فرد خیلی راحت می‌تواند به رفتارهای دیگری نیز تعمیم پیدا کند.

کمی وارد ساز و کارتان شویم. شما طی چه پروسه ‌و برنامه‌ای "نه گفتن" را به کودکان می‌آموزید؟ روند آموزشی‌تان چگونه است؟

تمام تمرکز من بر این بوده که آموزش‌های پیش‌گیری را از سنین پایین شروع کنم. در چند سال گذشته، سعی کردم که تمام آن‌چه دارم را با مباحث فرهنگی و هنری در هم آمیزم. در نتیجه یک کتاب کودک به نام «من همه را دوست دارم، اما...» نوشتم. این کتاب درصدد است تا با نگاهی مثبت به زندگی آغاز شود ولی در نهایت به بچه‌های سنین پیش‌دبستانی و اول دبستان می‌آموزد که در کنار زیبا بودن زندگی، حریم‌هایی هم وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها حریم بدن است. برخی قول داده‌اند که بعد از انتشار، کتاب را تهیه کرده و به دست خانواده‌های کم‌درآمد برسانند. بسته‌های آموزشی هم در نظر گرفتیم که منتظر صدور مجوز آن هستیم. کتاب را نیز به کتابخانه ملی فرستاده‌ایم و شماره ثبت آن را نیز گرفته‌ایم. اما به یاد داشته باشیم که در جامعه ما پیچ و خم‌های فراوانی وجود دارد که همه‌ انرژی ما را می‌‌گیرد اما می‌توانم بگویم که بسته ‌آموزشی کم‌نظیری را تهیه کردیم.

در مؤسسه‌ی خود، کودکان را از چه سنی پذیرا هستید و چرا؟

این کتاب و آموزش‌هایی که ما تدوین کرده‌ایم برای کودکان پیش‌دبستانی است. خلاف آن‌چه ممکن است افراد عادی فکر کنند که بیداری‌های جنسی در سنین نوجوانی اتفاق می‌افتد، سنین پیش‌دبستانی یکی از اوج‌های تحریک‌پذیری جنسی است. اگر بازی‌های بچه‌ها در این سنین را مورد مطالعه قرار دهیم متوجه می‌شویم که مسایل جنسی در آن مطرح است. همه‌جای دنیا بچه‌ها "دکتربازی" می‌کنند. ما اغلب شاهد رفتار جنسی کودکان هستیم. بنابراین روش درست این است که کارهایمان را از سنین پیش‌دبستانی آغاز کنیم. البته من هرگز نام این آگاهی‌بخشی را آموزش جنسی نمی‌گذارم، ‌بلکه آن را "تربیت جنسی" می‌نامم.

با توجه به این‌که مسایل جنسی در جامعه‌ی ایران تابو است، چطور توانستید اعتماد مردم را جلب کنید؟ با وجود اینکه مطرح کردن مسایل جنسی در جمهوری اسلامی به نوعی خط قرمز است، آیا جامعه توانسته شما و هویت مؤسسه را بپذیرد؟

مردم جامعه‌ی ما آمادگی بسیار خوبی دارند. حتی می‌توانم بگویم که بسیاری از اوقات مردم ما چند قدم جلوتر از دست‌اندرکاران هستند. از سوی دیگر، سال‌هاست که من در ارتباط مستقیم با مردم هستم؛ چه از طریق دانشجوها و خانواده‌هایشان و چه از طریق نوشته‌ها و مصاحبه‌هایی که در مطبوعات دارم. توجه کنیم که من روی یکی از نیازهای اساسی جامعه انگشت گذاشته‌ام. بنابراین روشن است که افراد از این فرآیند استقبال کنند.

با توجه به صحبت‌های شما در مورد پذیرا بودن مردم، با مانعی برای ادامه‌ی فعالیت‌هایتان مواجه نشدید؟

چالش بسیار مهم متقاعد کردن دست‌اندرکاران جامعه بود که انصافا توان‌فرسا بود. به من گفته شد که مجوز را صادر می‌کنند، اما نباید انتظار هیچ گونه کمکی داشته باشم. اگر چالشی بوده، که اتفاقا بسیار هم بزرگ بود، در مطرح کردن و گرفتن مجوز در سال‌ها قبل بود. الان که می‌بینند من چه خالصانه کار می‌کنم، مانعی ایجاد نمی‌کنند. اما مسئله‌ی امروز ما این است که دست‌اندرکاران امکاناتی به ما نمی‌دهند. خیلی برنامه‌ها برای اجرا دارم اما همه‌چیز بر گرده‌ی امکانات شخصی‌ام قرار دارد.

گستره‌ی آموزش شما، چه طیفی از گروه‌های اجتماعی را در برمی‌گیرد؟

آموزش‌های ما به طور مستقیم سه گروه را در برمی‌گیرد: ۱. آموزش متخصصان، ۲. آموزش والدین و ۳. آموزش خود کودکان.

بودجه‌ی شما از کجا تامین می‌شود و اگر قرار بر گسترش کار در سطح شهرستان‌ها باشد، چه کسی تامین‌کننده‌ی آن خواهد بود؟

همان‌طوری که گفتم متاسفانه تاکنون هیچ نهادی ریالی به مؤسسه‌ی ما کمک نکرده است و تنها با امکانات شخصی، کار خود را پیش برده‌ایم.

نکته‌‌ی آخری که خودتان مایلید بیان کنید، چیست؟

دلم می‌خواهد این پروژه، ایرانیان سراسر دنیا را گرد هم جمع کند و همگی ما چه در ایران و چه در سرزمین‌های دیگر، تلاش‌های جمعی کرده و در این راستا گام‌های موثری برداریم. به عبارتی دیگر، دلم می‌خواهد این پروژه ما را بار دیگر به هم پیوند دهد.

در این گفت‌وگو دکتر علیایی‌زند، ای‌میل خود را برای کسانی‌که مایلند با وی تماس بگیرند و با مؤسسه در ارتباط باشند از طریق دویچه‌وله به اشتراک گذاشته است: [email protected]

منبع: دویچه‌وله

اختلافات خانوادگی و رفع مشکلات جنسی از دلایل اصلی گرایش زنان به مواد مخدر
2014-01-28

یک مقام مشاور در “ستاد مبارزه با مواد مخدر” در ایران می‌گوید که نزدیک به هفتاد درصد از زنان معتاد در رده سنی ۲۰ تا ۳۶ سال قرار دارند و ۵۰ درصد آن‌ها نیز مصرف مواد مخدر را از سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگی شروع کرده‌اند.

اعتیاد زنانزهرا بنیانیان، “مشاور امور زنان و خانواده” دبیر کل “ستاد مبارزه با مواد مخدر”، روز شنبه (۵ بهمن-۲۵ ژانویه)، شمار کل معتادان کشور را یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر اعلام کرد و گفت که «۹/۳ درصد» از این افراد را زنان تشکیل می‌دهند.

او با بیان این‌که بیشترین «سوء‌استفاده از زنان» در حوزه «جابجایی مواد مخدر» صورت می‌گیرد، به خبرگزاری “مهر” گفت که از ۷ هزار و ۳۷۷ زن زندانی در ایران، ۶۰ درصد آن‌ها «به دلایل مرتبط با جرایم اعتیاد و مواد مخدر» در زندان به سر می‌برند.

خانم بنیانیان از «تریاک»، «شیشه»، «الکل» و «کراک افغانی» به عنوان «پرطرفدار‌ترین مواد مخدر» در میان زنان معتاد نام برد و اظهار داشت که «بیش از ۵۵ درصد از زنان از تریاک، ۲۶/۲۲ درصد از شیشه، ۲۲/۶۳ درصد از الکل و ۱۵/۹۴ درصد از کراک افغانی استفاده می‌کنند».

به گفته‌ی وی، ۶۸ درصد زنان معتاد در رده سنی ۲۰ تا ۳۶ سال که سال‌های «اوج بهره‌وری و فعالیت‌های ا قتصادی و اجتماعی» محسوب می‌شود، به سر می‌برند و ۸۳/۶۸ درصد از معتادان زن نیز گفته‌اند که «قبل از اعتیادشان به مواد مخدر، سیگار کشیده و یا قلیان مصرف کرده‌اند».

او در عین حال از نهادهای مسوول خواست تا سن ۱۵ تا ۱۹ سالگی را به عنوان «سن بحرانی» اعتیاد زنان معرفی و برنامه‌های ویژه‌ای را برای «آگاه‌سازی» و «اطلاع‌رسانی» در این خصوص تدوین کنند.

مشاور دبیرکل “ستاد مبارزه با مواد مخدر” هم‌چنین با بیان این‌که ۶۲ درصد از زنان معتاد، «متاهل» هستند، درباره‌ی سطح سواد آن‌ها نیز گفت: «۳ درصد از زنان معتاد بی‌سواد مطلق، ۱۵ درصد سواد ابتدایی، ۱۵ درصد راهنمایی، ۴۱ درصد دیپلمه، ۹ درصد فوق دیپلم، و ۱۰ درصد مدرک کار‌شناسی دارند.»

بنیانیان در پایان از «کسب لذت»، «کنجکاوی»، «تفریح»، «اختلالات روحی-روانی»، «در دسترس بودن مواد مخدر»، «اصرار دوستان»، «کاهش علائم بیماری»، «اختلافات خانوادگی» و «رفع مشکلات جنسی» به عنوان مهم‌ترین دلایل گرایش زنان به مواد مخدر نام برد.

گفتنی است عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور جمهوری اسلامی، به تازگی، افزایش شمار زنان معتاد از ۵/۲ به ۹/۸ درصد طی سال‌های اخیر را یک «فاجعه» دانست و با توجه به رشد «قابل توجه» اعتیاد و کشف مواد مخدر در کشور گفت: «در یک جمع‌بندی ساده به این نتیجه می‌رسیم که از معتادان و قاچاقچیان عقب افتاده‌ایم.»

طه طاهری، “قائم‌مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر” هم مردادماه گذشته گفته بود که در کلان‌شهر تهران مصرف «حشیش» و «کوکائین» برای برخی از طبقات زنان و دختران به «سبک زندگی» تبدیل شده است به‌طوری‌که حتی در بعضی از موارد در توزیع و ترانزیت مواد مخدر از زنان استفاده می‌شود.

منبع: تقاطع

سکس بیشتر، برای هوش و حافظه خوب است
2014-01-21

تا به امروز، پژوهش‌های مختلفی در فواید سکس منتشر شده‌ است: از معرفی نزدیکی جنسی به عنوان یک ورزش گرفته تا نشان‌دادن اثر سکس بر سلامت روحی و درمان افسردگی. اما سکس و اثر مثبت آن بر هوش و کیفیت حافظه، حرف تازه‌ای ا‌ست.

مویز‌ها را دور بریزید؛ پژوهش‌ای که توسط دانشگاه مرلیند در آمریکا و دانشگاه کونکوک در کره جنوبی مستقلا انجام شده، نشان می‌دهد که افزایش رابطه جنسی در میانسالی ممکن است انسان را باهوش‌تر کند و اثرات مخرب افزایش سن بر نگهداری و فراخوانی اطلاعات از حافظه را جبران کند.

سکس

الیزابت گولد و اریکا گلسپر، پژوهشگران حوزه مغز و اعصاب دانشکده روان‌شناسی دانشگاه مریلند، پژوهش خود را در سال ۲۰۱۳ به ژورنال «هیپوکامپ» ارائه کردند. این پژوهش به تازگی مورد توجه رسانه‌ها و خبرنگاران قرار گرفته است.

افزایش رابطه جنسی در میانسالی ممکن است انسان را باهوش‌تر کند و اثرات مخرب افزایش سن بر نگهداری و فراخوانی اطلاعات از حافظه را جبران کند.

آزمایشگاه گولد و گلسپر از موش‌های صحرایی استفاده کرده و با در نظر گرفتن میزان سکس و سن این موش‌ها، فعالیت‎های مغزی این جانداران را مورد بررسی قرار داده است. بررسی‌ مغز این موش‌ها نشان می‌دهد که با بالارفتن سن، هرچه میزان فعالیت جنسی و سکس بیشتر باشد، عملکرد مغز این حیوانات و تولید نورون‌های جدید در قسمت هیپوکامپ مغز بیشتر است.

قسمت هیپوکامپ مغز جایی است که در آن خاطرات بلندمدت شکل می‌گیرند. با افزایش سن در پستانداران و از بین رفتن نورون‌های مغز، آنها دچار انواع «فراموشی»ها می‌شوند. هیپوکمپوس یا هیپوکام از بخش‌های مهم مغز در همه پستانداران به شمار می‌رود و پژوهش‌هایی که این بخش از مغز را در پستاندارانی مثل موش‌های صحرایی بررسی می‌کنند، می‌توانند در مورد هیپوکمپوس انسان‌ها نیز پیش‌بینی‌هایی کنند.

قسمت هیپوکامپ مغز جایی است که در آن خاطرات بلندمدت شکل می‌گیرند. با افزایش سن در پستانداران و از بین رفتن نورون‌های این قسمت مغز، آنها دچار انواع «فراموشی»ها می‌شوند.  موش‌ها پس از قرارگرفتن در معرض مداوم و دراز مدت رابطه جنسی، عملکرد حافظه و شناخت‌شان بهبود یافته است. همچنین بررسی‌های مغز این موش‌ها از حضور سلول‌های عصبی جدید به ویژه در قسمت هیپوکامپ مغز داده است.

پژوهش‌های حوزه هیپوکمپوس از این جهت اهمیت دارد که نورون‌ها یا عصب‌های این بخش از مغز، اولین بخش‌های مغز هستند که در بیماری آلزایمر آسیب می‌بینند.

بیماری آلزایمر، رایج‌ترین شکل فراموشی و زوال عملکرد مغز در یادگیری، ثبت و فراخواندن اطلاعات است. تخمین زده می‌شود ۲۷ میلیون نفر از انسان‌ها به این بیماری دچار‌ هستند و هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد.

دم پیری و معرکهگیری؟

شاخص مورد بررسی در پژوهش گولد و گلسپر میزان فعالیت مغزی، در رابطه با سن موش‌های مورد آزمایش و تعدد رابطه جنسی بوده است.

در آزمایش گولد و گلسپر کاهش عملکرد نورون‌ها، وابسته به شاخص سن فرض شده است. با افزایش سن، عملکرد شبکه‌های نورون‌ها کم کم دچار مشکل می‌شود و این به اختلال در عملکرد هیپوکامپ می‌انجامد. در پژوهش گولد و گلسپر، موش‌ها پس از قرارگرفتن در معرض مداوم و دراز مدت رابطه جنسی، عملکرد حافظه و شناخت‌شان بهبود یافته است. همچنین بررسی‌های مغز این موش‌ها از حضور سلول‌های عصبی جدید به ویژه در قسمت هیپوکامپ مغز داده است.

رابطه جنسی و سکس به عنوان یک نوع تعامل احساسی و فیزیکی با افراد دیگر، موجب کاهش استرس و افزایش رشد سلول‌های ناحیه هیپوکامپ می‌شود.

نتیجه پژوهش گولد و گلسپر توسط پژوهش مستقل دیگری که در دانشگاه کونکوک کره جنوبی انجام شده، تائید شده است. پژوهشگران حوزه پزشکی جانداران آزمایشگاهی،  «کیم» و« لی» از دانشکده دام پزشکی دانشگاه کونکوک، مقاله خود را در ژورنال «پژوهش‌های مغز» منتشر کردند.

در آزمایش کیم و لی، شاخص استرس در رابطه با تحلیل رفتن فعالیت‌های مغز در پیری، مد نظر است. از بین رفتن فعالیت‌های هیپوکامپ در بزرگسالان می‌تواند توسط عوامل مختلف تحت تاثیر قرار گیرد و استرس یکی از مهارکننده‌های قوی‌ تولید سلول‌های عصبی در هیپوکامپ مغز است. اثرات استرس در هیپوکامپ بزرگسالان متفاوت است و عوامل محیطی، از جمله تعامل اجتماعی با دیگر انسان‌ها می‌تواند آن را تحت تاثیر قرار دهد.

رابطه جنسی و سکس به عنوان یک نوع تعامل احساسی و فیزیکی با افراد دیگر، موجب کاهش استرس و افزایش رشد سلول‌های ناحیه هیپوکامپ می‌شود. حداقل بر اساس پژوهش آزمایشگاه کیم و لی در کره جنوبی، سکس این اثر مثبت را در میان موش‌های آزمایشگاهی دارد.

 کیم و لی این اثر مثبت رابطه جنسی را به اثر آرامش‌دهی و استرس‌زدایی سکس ارتباط می‌دهند. در آزمایش آن‌ها موش‌های بزرگسال پس از سکس، کمتر استرس دارند. مکانیسم‌های ارتباط‌گیری با موش دیگر در ایجاد رابطه جنسی، موجب کاهش حالت استرس در طرفین رابطه می‌شود. کیم و لی تاکید می‌کنند که اثرات کمترشدن استرس  بر یادگیری و حافظه نامشخص باقی می‌ماند و نیازمند تحقیق بیشتر است، اما پژوهش آنها نشان می‌دهد که استرس کمتر بر نورون‌های بخش هیپوکامپ مغز تاثیر می‌گذارد. این پژوهش، از موش‌های آزمایشگاهی میانسال استفاده کرده است، اما، محققان خوشبین هستند که یافته‌های آن‌ها را می‌توان به انسان‌ها نیز تعمیم داد. به عبارتی رابطه جنسی در انسان‌های بزرگسال و میانسال می‌تواند میزان استرس مزمن را کاهش دهد و به فعالیت‌های بخش حافظه و یادگیری در هیپوکامپ مغز کمک کند.

آیا دیدن پورنوگرافی، خود ارضایی و سکس اینترنتی هم به حافظه کمک می‌کند؟

پیرامون اینکه آیا خودارضایی، تماشای پورن و سکس‌های مجازی هم‌‌ همان اثر سکس فیزیکی با بدن شخص دیگر را دارند، اختلاف هست.

گروه روان‌پزشکی و علوم رفتاری دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس گفته‌اند: «تحقیقات علوم اعصاب نمی‌تواند ادعا کند که مصرف بیش از حد پورنوگرافی باعث آسیب به مغز می‌شود.»

پژوهشگران گروه روان‌شناسی عمومی دانشگاه دویسبورگ-اسن در آلمان بر این باورند که رابطه جنسی فیزکی بین دو فرد در بدن و ذهن انسان‌ها‌‌ همان اثر رابطه جنسی را در انواع غیر فیزیکی آن (خودارضایی یا سکس مجازی) ندارد. این پژوهش که بر اثرات دیدن پورن بر انسان‌ها تمرکز دارد، نشان می‌دهد که دیدن پورن اثرات مضری بر عملکرد یادگیری و حافظه شرکت کنندگان در این پژوهش داشته است.

همچنین هیلتون و واتس، دانشمندان علوم اعصاب از دانشگاه تگزاس، استدلال می‌کنند که مشاهده بیش از حد پورن، مانند دیگر اعتیاد‌ها، می‌تواند در ساختار مغز و شبکه ارتباطی عصب‌ها تغییرات آناتومیک و پتالوژیک ایجاد کند.

 گروه جراحی مغز و اعصاب، دانشگاه مرکز علوم بهداشت تگزاس در سن آنتونیو، شاخص «اعتیاد به پورنوگرافی» را از دیدگاه علوم اعصاب مورد بررسی قرار داده‌اند. آن‌ها این طور نتیجه گرفته‌اند که اعتیاد به پورن موجب تغییرات شیمیایی در مغز می‌شود و عملکرد مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

پژوهش «تگزاسی‌ها» در «ضدیت» با پورن بی‌پاسخ نمانده است. گروه روان‌پزشکی و علوم رفتاری دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس، پژوهش هیلتون و واتس را خطاب قرار داده‌اند و گفته‌اند: «تحقیقات علوم اعصاب نمی‌تواند ادعا کند که مصرف بیش از حد پورنوگرافی باعث آسیب به مغز می‌شود.»

 پژوهشگران دانشگاه کالیفرنا، رید، کارپنتر و فانگ در نامه‌ای تاکید کرده‌اند که هیلتون و واتس شواهد قانع کننده‌ای برای حمایت از دیدگاه‌های خود ارائه نکرده‌اند. نتیجه‌گیری مقاله هیلتون و واتس با نگاهی «اخلاق مدارانه» پورنوگرافی و صنعت پورن در آمریکا را محکوم می‌کند و پژوهش خود را شاهدی علمی بر مضرات پورن ارائه می‌کند.

تیم پژوهشی رید، کارپنتر و فانگ، تفسیرهای گمراه‌کننده هیلتون و واتس از تحقیقات علوم اعصاب را هدف قرار داده‌اند و می‌گویند که اختلال‌های نورونی در بخش فرونتال مغز ممکن است افراد را نسبت به هر نوع اعتیادی (مواد مخدر، قمار، خوردن بیش از حد مواد غذایی و…) آسیب‌پذیر کند، اما با توجه به فقدان مطالعات طراحی شده برای پی بردن به علیت اعتیاد در فرد، پیدا کردن اثر خود کنش اعتیاد بر مغز، کار آسانی نیست.

اینجا پرسش اصلی درباره رابطه علت و معلول است. آیا فرد به دلیل ساختار مغز معتاد پورن شده است یا اعتیاد به پورن ساختار مغز را تحت تاثیر قرار داده است؟

به عقیده تیم دانشگاه کالیفرنیا، بررسی‌ مدارهایی که راه‌های عصبی لوب فرونتال مغز را به جسم مخطط در مغز وصل می‌کنند در افرادی که بیش از حد به پورنوگرافی معتاد هستند می‌تواند پاسخی بر «علت» یا «معلول» بودن اعتیاد به پورن در رابطه به آسیب به ساختار مغز باشد. به هر حال مشکل تماشای بیش از حد پورنوگرافی، ربطی به تماشای آن در حد معتدل ندارد. به عبارتی، همه کسانی که پورن تماشا می‌کنند و با استفاده پورن خودارضایی می‌کنند، معتاد به پورن نیستند.

منابع:

رابطه جنسی (سکس) موجب ترمیم کاهش رشد سیستم عصبی با بالارفتن سن و بهتر شدن عملکرد هیپوکامپ در مغز می‌شود

فعالیت جنسی و سکس می‌تواند با اثرات سرکوب کننده استرس مزمن در از بین بردن نورون‌های هیپوکامپ و حافظه بزرگسالان، مقابله کند

آتلانتیک

منبع: رادیو زمانه

اخراج ۴۰۰ کشیش به خاطر آزار جنسی کودکان
2014-01-21

در اسناد داخلی واتیکان آمده است که پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر پیشین کاتولیک های جهان، در دوسال آخر فعالیت خود حدود ۴۰۰ کشیش را خلع لباس کرده بود. آنها متهم به سوءاستفاده جنسی از کودکان در کلیسای کاتولیک بودند.

اسناد داخلی واتیکان پرده از مجازات حدود ۴۰۰ کشیش برداشته است که متهم به کودک‌آزاری و سوءاستفاده جنسی از کودکان هستند.

پاپ بندیکت شانزدهم

در این اسناد آمده که پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر پیشین کاتولیک های جهان، فرمان اخراج این کشیش‌ها را در دوسال پایانی فعالیت‌اش صادر کرده بود.

واتیکان شمار کشیشان خلع لباس شده را در اختیار مسئولان سازمان ملل متحد که در این باره تحقیق می‌کنند، قرار داده و گفته می‌شود این آمار از گزارش سالانه واتیکان برگرفته شده است.نشریه آلمانی اشپیگل به نقل از شبکه جهانی بی‌بی‌سی گزارش داده است که فدریکو لومباردی، سخنگوی واتیکان، در ابتدا شمار این افراد را تکذیب کرده بود، اما بعد در گفت‌و‌گو با خبرنگار بی‌بی‌سی این آمار را تایید کرده و آنها را صحیح دانسته است.

برمبنای این گزارش در سال ۲۰۱۱ در مجموع ۲۶۰ کشیش به خاطر بدرفتاری یا سوءاستفاده جنسی از کودکان پست خود را از دست دادند. در سال ۲۰۱۲ شمار اخراجی‌ها از کلیسای کاتولیک به همین علت ۱۲۴ نفر بود. این تعداد را خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز تایید کرده است.

به این ترتیب در دو سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ در مجموع ۳۸۴ نفر به اتهام سوءاستفاده جنسی از کودکان از کلیسای کاتولیک اخراج شده‌اند. این شمار بیش از آمار مربوط به دوسال ِ ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ است.

در گزارش مجله اشپیگل همچنین آمده است که در دو سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ شمار کشیش‌های اخراجی از کلیسای کاتولیک "فقط" ۱۷۱ تن بوده‌اند. این در حالی است که هیچ آماری در ارتباط با موضوع کودک‌آزاری در کلیسای کاتولیک در سال ۲۰۱۰ در دست نیست.

بندیکت شانزدهم از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ پاپ و رهبر کاتولیک های جهان بود. در سال ۲۰۰۹ خبر سوءاستفاده جنسی از کودکان در کلیسای کاتولیک به شدت توسعه یافت.

گفته می‌شود چنین آماری آن هم از طرف کلیسای کاتولیک دارای ارزش فراوانی است. واتیکان تاکنون تنها آمار اتهام‌ها و تحقیقات در این رابطه را منتشر می‌کرد، اما در هیچ سندی منتشر نمی‌شد که چند کشیش به علت سوءاستفاده از کودکان مقام خود را از دست داده‌اند.

خلع لباس بالاترین جریمه برای کشیشان در کلیسای کاتولیک به حساب می‌آید.

در حال حاضر سیلوانو توماسی، نماینده واتیکان در سازمان ملل متحد، با کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو همکاری می‌کند و به سوالات آنها در باره سوءاستفاده از کودکان در کلیسای کاتولیک پاسخ می‌دهد.

او روز جمعه (۲۷ دی/ ۱۷ ژانویه) هشت ساعت به سوالاتی در این باره پاسخ داد. آمارگرهای واتیکان به همین مناسبت آمارهای دقیقی در این رابطه تنظیم کرده‌اند.

منبع: دویچه‌وله

استعفای مفتی قرقیزستان به دلیل داشتن رابطه‌ جنسی نامشروع
2014-01-21

شورای علمای قرقیزستان، استعفای رحمت‌الله اگم بردیف، مفتی این کشور را در پی پخش ویدئویی جنجالی از رابطه‌ی وی با "زنی نامحرم" پذیرفت. جانشین رسمی اگم بردیف، قرار است روز ۸ فوریه در کنفرانس اسلامی قرقیزستان انتخاب شود.

بنا به گفته‌ی آسان سائیپ‌اف، سخنگوی اداره‌ی روحانیت قرقیزستان، ۲۵ تن از اعضای حاضر در نشست جامعه‌ی روحانیت با استعفای اگم بردیف، موافقت کردند. در این جلسه، معاون اگم بردیف، به عنوان جانشین موقت او برای مدت یک ماه تعیین شد. سائیپ‌اف، هم‌چنین اعلام کرد که اگم بردیف، با این که به جلسه‌ی تصمیم‌گیری دعوت شده بود، ولی در آن حضور نداشت.

مسجدی در قرقیزستان

انتشار فیلمی جنجالی از مفتی قرقیزستان که وی را همراه با "زنی نامحرم" در حال هم‌آغوشی نشان می‌دهد، با اعتراضات گسترده‌ی مسلمانان این کشور روبرو شد. تظاهرکنندگان در شهر بیشکک، پایتخت قرقیزستان، از جمله در برابر اقامت‌گاه شخصی اگم بردیف گرد آمدند و خواستار کناره‌گیری او شدند.

اعمال نفوذ دولت

به گزارش خبرگزاری‌ها، آلمازبک آتامبایف، رییس دولت قرقیزستان، نیز در اعتراض به این "رسوایی اخلاقی" بیانیه‌ای صادر کرد و مجلس و رهبران جامعه‌ی روحانیت قرقیزستان را تحت فشار قرار داد.

اگم بردیف که هم‌چنین به عدم پرداخت مالیات متهم شده است، در ابتدا عنوان کرد هویت شخصی که در فیلم ویدئویی دیده می‌شود، به فرد دیگری تعلق دارد. کسانی که فیلم را دیده‌اند، می‌گویند که چهره‌ی مفتی در ویدئو به‌ خوبی قابل تشخیص است.

رحمت‌الله اگم بردیف، در بیانیه‌ای دلیل استعفای خود را "پرداختن به مطالعات علمی" اعلام کرده است. در این بیانیه‌ هم‌چنین آمده است: «پرداختن به مطالعات علمی، برای روح من بهتر است. من در برابر خدا استعفا می‌دهم.»

"توطئه‌ی حکومت"

این مفتی ۳۶ ساله، هم‌‌زمان اعلام کرده که پخش ویدئوی جنجال‌برانگیز، توطئه‌ی حکومت است. او دولت آلمازبک آتامبایف را متهم کرد که: «در نظر دارد با استفاده از تمام وسایل، مرا از مقامم برکنار کند.» به گفته‌ی اگم بردیف، حکومت می‌خواهد "بیت‌المال مسلمانان" را در اختیار خود بگیرد و رهبری را به دست مفتی‌ای بسپارد که سیاست‌های دولت را تایید کند.

از زمان روی‌کارآمدن آلمازبک آتامبایف در ۴ سال گذشته، این ششمین مفتی است که به اتهام پولشویی، رشوه‌گیری، فساد و داشتن روابط نامشروع از کار کنارگیری می‌‌کند. یکی از این مفتی‌ها، دو ماه پس از ربوده و شکنجه‌شدن درگذشت. مسئولان این "آدم‌دزدی" هنوز دستگیر نشده‌اند.

نفوذ سیاسی اسلام در آسیای مرکزی

به نظر برخی از کارشناسان، محدود‌کردن قدرت رهبران مذهبی در قرقیزستان که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی افزایش یافته، می‌تواند یکی از دلایل مخالفت دولت قرقیزستان با مفتی رحمت‌الله اگم بردیف باشد.

بر اساس تازه‌ترین آمار، ۷۵ درصد مردم ۵ میلیون و نیمی این کشور، مسلمان‌اند. در حال حاضر بیش از ۲ هزار مسجد در سراسر قرقیزستان فعالند.

کارشناسان سیاسی معتقدند، با افزایش چشم‌گیر قدرت اقتصادی جامعه‌ی روحانیت در این کشور، نه تنها نفوذ اقتصادی، بلکه نفوذ سیاسی اسلام در آسیای مرکزی نیز افزایش می‌یابد.

منبع: دویچه‌وله

آزار جنسی کودکان و دشواری‌های نهادهای مسئول در ایران
2014-01-16

نهادسازی برای ارائه خدمات به کودکان آزاردیده از سال ۷۸ آغاز شد. با آن‌که مسئولان پس از گذشت سال‌ها‌، معضلات کودکان را به رسمیت شناخته‌اند، اما همچنان مشکلات زیادی برای رسیدگی به وضعیت کودکان آزاردیده وجود دارد.

 ارگان‌هایی که در خصوص آسیب‌های اجتماعی در ایران فعال هستند به سه دسته‌ی مستقل، نیمه‌دولتی و دولتی تقسیم می‌شوند. سازمان بهزیستی در بخش دولتی، مسئولیت بیشتری را در ارائه خدمات مدنی برعهده گرفته است.

کودک‌آزاری

ارگان‌های مستقل عموما با مشکل بودجه مواجه‌اند، چرا که هزینه آنها از طریق "کمک‌های مردمی" تامین شده و به دلیل خطوط قرمز جمهوری اسلامی، حاضر به دریافت کمک مالی از منابع غیرایرانی مستقر در داخل کشور نیستند.

نهادهای نیمه‌دولتی اما به طور هم‌زمان سعی در ارائه خدمات مدنی دارند. مسئله‌ی تامین هزینه‌های مالی یکی از دلایلی‌ست که باعث شده نهادهای مختلف که در این سه دسته جای می‌گیرند، ارتباط ارگانیکی با یکدیگر نداشته باشند.

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و مدیرکل پیشین دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید که آمار مشخصی از قربانیان آزار جنسی کودکان در دست نیست، چون کودک‌آزاری تلفیقی بوده و نمی‌توان مسئله‌ی آزار جنسی را از آن جدا کرد.

حسین، مددکار حقوق کودک که با نام مستعار حاضر به گفت‌وگو شد، معتقد است که "ان‌جی‌اوها" یا خانه‌های کودک، غیردولتی هستند و ارتباط سازمانی با نهادهای رسمی مانند بهزیستی و نیروی انتظامی ندارند. کودکان کاری که با ارگان‌ها آشنا شده و به آن مراجعه می‌کنند، بر خلاف آن‌چه رسانه‌ها خصوصا صدا و سیما سعی در انعکاس آن دارد، باند نیستند، بلکه بیشتر آن‌ها خانواده دارند. مددکاران نیز به شکل داوطلبانه مشغول به کار می‌شوند، زیرا حقوق آن‌ها ناچیز است و "ان‌جی‌اوها" نمی‌توانند از نظر مالی آنان را تامین کنند.

بنا به گفته‌ی مددکاران اجتماعی، ارگان‌های حامی کودکان کار بیشتر در مناطق محروم مستقر هستند. به گفته‌ی حسین، در منطقه‌ی دروازه غار و شوش ۵ یا ۶ مرکز خدمات به کودکان وجود دارد در حالی‌که در مناطق مرفه‌نشین چنین نهادهایی وجود ندارند.

علی غزنویان، از فعالان حقوق کودک می‌گوید: «درست است که تعداد ارگان‌های مدنی در مناطق محروم بیشتر است؛ اما نمی‌توان گفت که پذیرش هم در این مناطق بیشتر است. تابو، یک تابوی عمومی‌ست اما در حاشیه‌ی شهرها به خاطر میزان صدمات وارده و آسیب‌هایی که این افراد متحمل شده‌اند، امکان اعتماد بیشتری از سوی آنان وجود دارد. آن‌ها چیز دیگری برای از دست دادن ندارند. دختری که از ۱۲ سالگی به کارگر جنسی تبدیل شده، در این سن تا آخر راه را رفته است. بحث از نظر کمی مطرح نیست؛ بلکه شدت و حدت امر است که باید لحاظ شود.»

او در توضیح صحبت‌های خود عنوان می‌کند که به طور مثال در مناطقی چون نعمت‌آباد، اتابک و خاوران با مجموعه‌ی وسیعی از خانه‌هایی مواجه می‌شویم که زیر بنای آن ۳۰ متر است؛ در نتیجه کودک به دلیل مشاهده‌ رابطه ‌جنسی در خانه، بیش‌فعال جنسی می‌شود. از خانه فراری شده و به خیابان می‌آید اما به سوژه خشونت تبدیل می‌شود، ‌چرا که "بستر آن مهیاست".

برای شروع فعالیت یک ارگان مدنی ابتدا باید بخش زیادی از بنیان‌گذاران شورای مرکزی گواهی‌های سوءپیشینه خود را ارائه دهند. نوشتن اساس‌نامه یکی از سخت‌ترین مراحل کار است. غزنویان در توضیح این مسئله می‌گوید: «در اساس‌نامه باید سازوکار حقوقی از بحث دانشگاه تا التزام به قانون اساسی و ولی فقیه ذکر شود و مواردی نوشته شود که حساسیت‌برانگیز نباشد، مسایل جنسی و جنسیتی خط قرمز است. ما حتی وقتی به دنبال کارزاری برای لغو کار کودکان هستیم هم با مشکل مواجه می‌شویم. افرادی از طرف پلیس محل، اماکن یا اداره اطلاعات شهر می‌آمدند و عملا به دنبال این بودند که روابط بین ‌داوطلبان چگونه است و سازوکار چیست و در نهایت این مسئله برای مسئولان بسیار مهم بود که آیا فعالیت آن نهاد جایگاه بسیج محل یا مسجد را تضعیف می‌کند یا خیر.»

راه‌های مراجعه برای حمایت

فعالان مدنی و مددکاران حوزه‌ی حقوق کودک می‌گویند که مددکاران برای جذب کودکان فعالیت می‌کنند. حسین موسوی چلک از چهارراهی که برای شهروندان مقرر شده نام می‌برد: «۱ـ مراجعه به مرکز مداخله در بحران شبانه‌روزی. ۲ـ پایگاه خدمات اجتماعی که شبانه‌روزی نیست اما در سکونت‌گاه‌های غیر رسمی استقرار پیدا کرده است. ۳ـ خط تلفن ۱۲۳ و ۴ـ خدمات سیار اورژانس اجتماعی.»

چند تن از کودکان زیر حمایت خانه کودک در جنوب تهرانحسین از گردانندگان پروژه‌های یونیسف در ایران می‌گوید: «اگرچه ارائه خط تلفن ۱۲۳ یک اتفاق "مثبت" بود و باعث شد که مردم مسایل مربوط به آزار کودکان را انعکاس دهند اما تا وقتی که از نظر فرهنگی و اجتماعی زمینه‌های فکری آن بین مردم ایجاد نشود عملا سودی ندارد.» این مددکار اجتماعی معتقد است تا وقتی که مردم معتقدند مسایل "دیگران" به آن‌ها مربوط نیست، وضعیت به همین شکل ادامه پیدا خواهد کرد.

علی غزنویان نیز با اشاره به وجود "اراده‌های خوب" در بهزیستی و همچنین یادآوری حضور دکتر سعید مدنی، عضو گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی در زندان، می‌گوید: «اراده‌ای که از بالا تامین می‌شود امکانات لازم را ارائه نمی‌کند و سازوکارهای مذهبی که در بهزیستی رخنه کرده، امکان تغییرات ریشه‌ای را ایجاد نمی‌کند. مسئولان تعامل خوبی با مددکاران ندارند،‌ چرا که ما را نهادی موازی با خود می‌دانند که کار را از دست ‌آن‌ها درآورده است.»

موانع فعالیت نهادهای مستقل و بازداشت فعالان آن

علی غزنویان که مدتی به علت فعالیت‌های‌اش در این حوزه در بازداشت به سر می‌برد و هم‌اینک در خارج از ایران زندگی می‌کند، ضمن اشاره به نبود نهادی مشخص در خصوص حمایت از کودکان آسیب‌دیده از نظر جنسی، می‌گوید: «به هزار و یک اتهام دستگیر شدیم. ما سال‌های سال در شهرستان‌ها کار مدنی می‌کردیم و مسیر رفتن به وزارت اطلاعات و پاسخ‌گویی به آن‌ها نیز بخشی از زندگی‌مان شده بود.»

غزنویان معتقد است که در ایران نمی‌توان وارد بحث خشونت علیه کودکان شد و با متون فقهی برخورد نداشت. از نظر او وقتی از خشونت خانگی به دختری ۱۲ ساله‌ که ازدواج کرده، صحبت می‌شود، ناگزیر با قوانین کشور و فقهی درگیر خواهند شد و در نتیجه فعالان حقوق کودک باید آمادگی "هزینه‌دادن" را داشته باشند.

حسین نیز در رابطه با موانع فعالیت نهادهای مستقل می‌گوید: «بحثی در مدیریت سازمان‌های مردم‌نهاد مطرح است به نام "چرخه‌ی جهنمی ان‌جی‌اوها" که دقیقا مسئله‌ی نبود منابع، رقابت و سازمان‌های دولتی‌ست که بعضا با هم رقابت و موازی‌کاری می‌کنند یا به خاطر فشارهای دولتی مجبور می‌شوند که انتقادها و فعالیت‌های خود را انعکاس ندهند.»

حسین اشاره‌ای دارد به بنیادها یا نهادهایی که با برخورد قضایی مواجه شدند: «افرادی از جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان به زندان رفتند. اعضای موسسه رهاورد مهر در بم محکوم و زندانی شدند. جمعیت تلاش برای جهان شایسته‌ی کودکان در شهر ری تعطیل شد. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان که در نعمت‌آباد است، پلمب شد. نهادهایی مثل بنیاد کودک مسایلی در مورد منابع مالی‌اش مطرح شد که متهم به پول‌شویی هستند و نزدیک به ۲ میلیون دلار از آمریکا به صورت غیرقانونی به ایران منتقل کردند که این پول به دفتر آقای مکارم شیرازی منتقل شده است. بخش دیگری از آن زمین و خانه خریداری شده و از آن‌جا که انتقادی به دولت ندارند، دولت هم کاری به آن‌ها ندارد.»

چاقوکشی برای کام‌یابی از کودکان

علی غزنویان که مدتی را در زندان قزوین گذرانده، معتقد است که اگرچه مسئولان مدعی‌اند حداقل تاثیر گذراندن دوران زندان، بازپروری روح انسان‌هاست، اما اگر امیدی به بازگشت روح کودکان زیر ۱۸ سال باشد، این روح در داخل زندان "می‌میرد" و "پژمرده می‌شود".

کودکان را می‌توان با حقوق و حدود آشنا کرد؛ کودکان خانه کودک در جنوب تهراناو در این گفت‌وگو ضمن اشاره به مشاهدات خود در زندان می‌گوید که کم‌سن‌ترین کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته و این مددکار بر پرونده‌ی او کار کرده، دختری ۳ ساله بود که از سوی برادر بزرگ‌تر مورد آزار جنسی قرار گرفته بود. در زندان نیز با مردی روبه‌رو شده بود که پس از مصرف شیشه، به دختر ۶ ماهه خود تجاوز کرده و در زندان به عنوان مجرم و نه "بیمار" به او نگاه می‌شد.

غزنویان ضمن اشاره به کودکانی که پس از ۱۸ سالگی به زندان بزرگ‌سالان منتقل می‌شدند، می‌گوید: «این کودکان وقتی ۱۸ سال و ۱ روز دارند به زندان بزرگ‌سالان منتقل می‌شوند؛ مگر کودکانی که شناسنامه ‌ندارند یا دو تا سه سال از سن ‌خود را مخفی کرده‌اند. آن‌ها به محض ورود به زندان سوژه‌ی جنسی می‌شوند و با استناد به ادبیات زندان به آن‌ها "فنچ" می‌گویند و گردن‌کلفت‌ها به خاطر آنان چاقوکشی می‌کنند.»

به گفته‌ی غزنویان، کودکان بسیاری به نزدیکی پاسگاه‌ها می‌آیند تا کرک استفاده کنند و در نتیجه بازداشت شوند و پس از دستگیری، مواد مخدری را که در معده‌های‌شان نگه داشته‌اند، خارج کرده و می‌فروشند تا پول آن را برای خانواده‌های خود ارسال کنند.

«پسران بیشتری در نسبت با دختران مورد آزار جنسی‌اند»

موسوی چلک معتقد است که میزان مراجعه‌ی دختران و پسران فرقی ندارد و این تفاوت جنسیتی لحاظ نمی‌شود.

اما حسین، مددکاری که همچنان با ارگان‌های دولتی برای ادامه‌ فعالیت خود درگیر است، معتقد است:‌ «با توجه به حساسیت‌هایی که جامعه نسبت به دختران دارد و همچنین از آن‌جایی که ما سازوکار رسمی و روش‌مندی که همگانی باشد برای شناسایی آزار جنسی کودکان نداریم، نمی‌توانیم به صورت قاطع بگوییم که نسبت دختران به پسران چطور است اما بر اساس مشاهدات خود همکارانم می‌توانم بگویم که پسران بیشتری در نسبت با دختران مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند. دختران وقتی به ۷ سالگی می‌رسند هشدارهایی توسط خانواده به آن‌ها داده می‌شود که از"دیگران" بترسند در صورتی‌که کسی به پسران نمی‌گوید که مواظب باش کسی به تو نزدیک نشود یا تو را نبوسد.»

منبع: دویچه‌وله

کارگاه خبر ژوپی‌آ به سایت جدید منتقل شده است. این سایت به‌روز رسانی نخواهد شد.
سایت جدید کارگاه خبر ژوپی‌آ